تفسیر سوره حمد (از بحثهای حضرت استاد آیت الله شجاعی(ره) در تاریخ 1362 هـ.ش.)

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

                                       تفسیر سوره مبارکه حمــد

              توسط حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی (رضوان الله تعالی علیه)


            بخش اول

         « بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیم  اَلحمدُ لله ربِ العالمین  الرّحمنِ الرّحیم  مالکِ

           یومِ دین  اِیّاکَ نَعبد  وَ اِیّاکَ نَستعین  اِهدنا الصِّراطَ المستقیم  صِراطَ الذینَ

           اَنعمتَ عَلیهم غَیر المَغضوبِ عَلیهم وَلاالضّالین»

   درهمه آیات قرآن مطالب گفتنی زیاد است الا اینکه سوره مبارکه حمد جایگاه مخصوص و

  استثنایی دارد به همین حساب هم در نماز خدای متعال خود انتخاب فرموده که هیچ نمازی

  بدون سوره حمد نمی شود.در واقع این سوره، خلاصه عبودیّت است، منتها در مقام اظهار

  به این صورت می آید، باطنش همان عبودیت است؛ وقتی تنزل ها پیدا می کند در قالب

  معانی محدود و در قالب الفاظ می آید که مناسب ما انسانهای محدود می شود.

  باطن این سوره، مقام عبودیّت انسان است، آن مقامی که یک انسان باید در مقام عبودیّت

  به آن برسد، آن حقیقت و واقعیتی که مرتبت عبودی یک انسان در مقام عبودیت است و

  کسانی که اهل عبودیت بوده اند مانند رسول اکرم و ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین،

  دارای باطن این سوره هستند که همان عبودیّت است.

  حقیقت قرآن و سوره حمد، حقیقت بالاست، حقیقت زنده است، حقیقت عینی است،

  واقعیتی است از واقعیات عینی، عالمی است از عوالم وجود که خدا آن را نه یکبار بلکه

  متعدد، مرتب تنزیل فرموده تاجایی که متناسب با افهام و عقول انسانهای عادی بشود؛

  بنابراین در قالب معانی و الفاظ محدود آمده است. کل حقیقت قرآن این چنین است

  و طبعا سوره حمد هم به عنوان قسمتی از قرآن همینطور  است.

  فلذا هر جا می بینید که صحبت از این است که آیات را خدا فرستاده، کلمه تنزیل، انزل،

  نزل، انزال بکار رفته است؛ می فرماید قرآن را فرود آوردیم، پایین آوردیم، تنزیل کردیم، تنزیل

  دادیم به سوی شما، انا انزلناه فی لیله القدر، نزل به الروح الامین؛ این بی حساب

  نیست، حقیقتش بالاتر از آن است که می بینید، که می فهمید و می یابید، مراتب هم دارد،

  تنزیل یک مرتبه نیست؛ حقیقت حمد هم به عنوان جزیی از حقیقت قرآن، یک حقیقت بالاتر

  است. پس حقیقت حمد همان باطن عبودیت و حقیقت منزلت عبودی انسان است که این

  منزلت عبودی و واقعیت عبودی، مرتبت عبودی یک انسان در مقام عبودیت که یک مرتبت

  عینی است، همان مرتبت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، است عند الله که وقتی

  تنزل می یابد تا جایی که در قالب یک سلسله معانی محــدود و الفاظ بیاید، می شود سوره

  حمـــــــد.  (دقت شود)

  در واقع من و شما در نماز که این سوره را می خوانیم معنی اش این است که، ما هم در حدّ

  خود و درمنزلت پایین و ناقص و خیلی محدود خودمان، همان عبودیت را که حقیقتش بالاتر

  است، اظهار می کنیم و پیاده می کنیم. حقیقت بالای عبودیت فقط از اهل خود برآورده است

  مانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم. از ما عبودیت در آن مرتبه، به آن صورت برآورده

  نیست اما همان حقیقت وقتی تنزل داده شد تا جایی که در قالب الفاظ و معانی محدود آمد،

  متناسب با مــا در مقام عبودیت می شود.

  در واقع انسان با این جملات عبودیتش را در برابر خدا اظهار می کند و می گوید بسم الله،

  بنام الله، به اسم الله که رحمن است، رحیم است، الحمد لله رب العالمین، حمد مخصوص

  اوست، مخصوص الله است که ربوبیت همه عوالم از اوست و با اوست؛ پس در مقام عبودیت،

  شروع عبودیت ما با اسم الله است؛ اصلا خود این عبودیّت که من شروع می کنم به کمک،

  به سبب، با استعانت از اسم الله است، به ایجاب اسم الله، به مقتضای اسم الله، به سبب

  اسم الله، به سبب اسم رحمن، به سبب اسم رحیم، شروع می کنم و می گویم که الحمد

  لله رب العالمین. مسئله خیلی دقیق است به آن صورت که بعضی ها گفته اند نیست،

  آن نکته ساده ای که بعضی ها گفته اند که هر کاری را انسان با نام خدا باید شروع کند

   و هر کاری با نام خدا شروع نشود به آخر نمی رسد، نتیجه نمی دهد، این به جای خود

  حقیقت است، اما حقیقت بالاتر از این ها است که وقتی انسان شروع به عبودیت می کند

  شروع اش به اسم الله است.

                                                                              ادامه در قسمت بعدی ...

 

 

معاد بچه ها(سلسله مباحث معـــاد از استاد فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی )

معاد بچه ها

گفتیم اسرار و نظام عالم برزخ از این دنیا خیلی بالاتر است و نظامش از نظام ماده پر پیچ و خم تر است , قهرا به طوریکه در این نظام ماده می بینید هر موجودی جایی دارد و دارای شرایط مخصوصی هست . من وشما و هیچ انسانی نتوانسته از اسرار عالم ماده سر در بیاورد , برزخ هم همینطور است .

اولا در برزخ خدا یک شرایط مخصوصی خلق فرموده که آنها فقط جاذب روح بچه هستند . یعنی وقتی روح بچه به برزخ وارد شد در آن شرایط تکمیل خواهد شد و پیش خواهد رفت. منتها یک مسئله راه را می بندد و آن اینکه ببینیم آیا بچه ها با هم فرق میکنند ؟ آیا روح بچه ای  با روح بچه دیگر فرق دارد؟ یعنی آیا روح بچه ای که از یک موحد بوجود آمده , یا از یک والدین خداپرست , یا از یک والدین شیعه ویا از یک والدین مسلمان بوجود آمده, آیا روح این بچه با روح آن بچه ای که از یک والدین غیر شیعه , غیر مسلمان , منکر , مادی و بالاخره صاحبان عقاید دیگر ببار میاید فرق دارد یا خیر ؟ البته تعصب را در اینجا کنار میگذاریم وفقط از لحاظ علمی مطالعه خواهیم کرد.

بچه ها , چه پدر و مادرشان موحد باشند و چه غیر موحد باشند از لحاظ خلقت و ساختمان وجودی و استعداد و ظرفیت وجودی و  چه از لحاظ جسمی و روحی یکی هستند و هیچگونه فرقی با هم ندارند , البته قانون وراثت هست . قانون وراثت به این گفته میشود که خصوصیات جسمی پدر و مادر به بچه منتقل میشود . اگر پدر و مادر دارای یک سری خصوصیات جسمی و یا روحی باشند , این خصوصیات جسمی و روحی به نطفه منتقل می شود و آنجا به بچه منتقل میشود .                   

                                                            بقیه در ادامه مطلب.....

ادامه نوشته

پیام تسلیت

بسم الله الرحمن الرحیم

یا أَيَّتُهَا النَّفْسُ‌ ‌الْمُطْمَئِنَّةُ‌ ، ارْجِعِي‌ إِلَىٰ‌ رَبِّكِ رَاضِيَةً‌ ‌مَّرْضِيَّةً‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ، فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ، وَادْخُلِي جَنَّتِي

 

رحلت جانسوز اسوه تقوی واخلاق ، عارف واصل وعالم عامل حضرت استاد آیت الله محمد شجاعی(رضوان الله تعالی علیه ) را به محضر مقدس حضرت صاحب الزمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف) وهمه ی شاگردان ودوستداران ایشان تسلیت عرض می نماییم.

ان شاءالله دررضوان الهی ودر جوار رسول الله و ائمه معصومین (علیهم السلام) روزی بخورند؛ که عمری را درعمل و بسط معارف ایشان مجاهدت کردند.

امیدواریم ماخاکیان را از یاد نبرند.

فیلم/ خاطره منتشرنشده رهبر انقلاب از امام

روزهای ابتدایی ورود امام به کشور به روایت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

 

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در قالب یک کلیپ، خاطره‌ای از اولین روزهای بازگشت حضرت امام خمینی(ره) در سال ۵۷ به کشور و ماجرایی درباره‌ انس ایشان با کلام‌الله مجید را منتشر کرد. در این کلیپ بخشی از فایل صوتی خاطره‌ رهبر معظم انقلاب برای اولین بار پس از ۳۳ سال منتشر می‌شود.

 

دانلود

تقدیم به ساحت گل نرگس حضرت ولی عصر (عج)

تو هستی وما نیستیم


ای آقاوسرور ما! بسیار گفته اند وگفته ایم از غربتی  که سالیان دراز در پس غیبت تو برکویر وجودمان سایه افکنده است و عطش مرگباری که جز از چشمه ی ظهورتو سیراب نمی شود اما گویی چیزی را فراموش کرده ایم; فراموش کرده ایم که تو حضور داری حضوری به طراوت و تازگی سبز طبیعت به گرمی آفتاب حیات بخش و به گوارایی باران برای بیشه زاری تشنه .

 

ای مولای ما! تو هستی وما نیستیم.ای ناجی ونجات دهنده! ما درطوفان بلا های خود ساخته ی روزگار غریبانه گرفتار آمده ایم. از ساحل امن و آرامش بخش تو دور شده ایم ودر گرداب خویشتن دست وپا می زنیم و ای دریغا!که از ظهور تو فقط می گوییم و بس!

 

ای صاحب ما!گله ی مااز خویش است که دربندبی قیدی کسالت بار روزمرگی مان گرفتارآمده ایم و چنان در گرو خویش حیران و مبهوت می چرخیم که تورا فراموش کرده ایم و خویشتن را گم.

 

حال پس از تمام این ندبه های نیامدنت ;یک بار برای آمدن خود در پیشگاه همیشه حاضر تو ازعمق جان دست دعا بر آستان مقدس کبریایی می گشاییم واز خدا می خواهیم که غبار را از آینه ی دل غبار گرفته مان بزداید تا توراببینیم وبیابیم وغیبت خویش را به پایان بریم ودرپرتو آفتاب گرم وتابان حضورت حیات واقعی را تجربه کنیم .

 

  هر چه آید به سرما همه ازدوری توست

 

                                         بانگ رسوایی من نیز به مستوری توست

 

رسول الله یک طبیب دوره گرد بود...

بسم الله الرحمن الرحیم

علی ع می گوید: «رسول الله یک طبیب دوره گرد بود.» دلش نمی آمد که خیلی با ابهت بنشیند آن بالا، مریض ها شرفیاب حضور بشوند. لوازم معالجه اش را بر می داشت راه می افتاد دور شهر، پی مریض ها.

چی با خودش بر می داشت؟ یک دستش «مرهم» می گرفت یک دستش «وَسَم»؛ برای آن ها که فقط زخم داشتند مرهم می گذاشت؛ ولی بعضی ها، دمل های چرکی داشتند، باید جراحی هم می کرد؛ «وسم» مال همین کار بود. وسم یعنی داغ هایی که قدیم برای شکافتن استفاده می کردند؛ جراحی سرپایی.

علی می گوید: «مرهم هایش کاری بودند، اثر داشتند. وسم هایش هم حسابی بودند.»

- اول فکر کردم از همه قشنگ تر را علی گفته؛ ولی الان یک جمله ی حتی قشنگ تر هم یادم آمد که درست همین حال را بگوید. آن هم توصیف خدا است از او؛ «یک رسولی آمده سراغتان که تحمل رنج شما برایش سخت است»

آخرش هم تقصیر همین دلش شد که در آن روایت گفت: «هیچ پیامبری به اندازه ی من سختی نکشید.» حساب دو دو تایی اگر بخواهی بکنی نسبت به بقیه ی پیغمبرها خیلی هم اوضاع برای او سخت نبود. در طائف سنگش زدند، در احد هم پیشانی و دندانش را شکستند. بقیه هم از این جور مصیبت ها داشته اند؛ ولی از حساب دو دو تایی که بزنیم بیرون،اگر حواست به حرف خدا باشد که «رنج های شما، رای او گران تمام می شود، طاقتش را می برد.» این جوری اگر چرتکه بیندازی، راستی هم چقدر سختی کشیده! اندازه ی نادانی و غل و زنجیرهایی که همه ی ما به خودمان بسته ایم اگر بخواهد رنج بکشد، اگر حرص بزند که ما را به راه بیاورد، واقعاً هم چه کارش سخت است.

- آخرش این که خدا داشت تماشایش می کرد. بعد گفت «چه اخلاق شگرفی داری» انگار که از دست پخت خودش در شگفت مانده باشد..."

آن مرد آسان بود...

آن مرد آسان بود .......... نفیسه مرشد زاده

 

 

فهمیدیم آدم ظریف است و یک شبه نمی شود به اش شکل داد. مثل کار سفالگری می ماند که اگر فشار دستت را زیاد کنی، به جای شاهکار هنری از زیر دستت هیولای گلی می آید بیرون.

 

 

براي مردي كه آسان بود و آسان ماند و آسان رفت ......

 

 

در سال های جوانی، من و دوست هایم خیلی افتاده بودیم تو خط اخلاق و اعتقاد. نه این که ما خیلی خاص باشیم. اصولا مد بود. مثل الان که بعضی چیزهای دیگر مد است، آن موقع هم تب کلاس و جلسه اخلاقی و تقوایی داغ بود. تلویزیون پشت هم از همین برنامه ها و توصیه ها پخش می کرد. یک دنیا دستور نکنید و بکنید توی سرهای ما چرخ می خورد. می خواستیم خوب باشیم و خوب بودن آن روزها خیلی سخت شده بود. مدام داشتیم خودمان را مجبور می کردیم که مثل حضرت رفتار کنیم. نمی شد. نمی توانستیم. به خودمان فحش می دادیم. ناامید می شدیم. فکر می کردیم عیب های اساسی داریم و دیگر درست شدنی نیستیم.چند سالی طول کشید تا فهمیدیم گره کار توی همین مجبور کردن است. ماجرا زورکی نیست. فهمیدیم آدم ظریف است و یک شبه نمی شود به اش شکل داد. مثل کار سفالگری می ماند که اگر فشار دستت را زیاد کنی، به جای شاهکار هنری از زیر دستت هیولای گلی می آید بیرون. ولی دیگر خیلی دیر شده بود. خیلی از همسفرهایمان خیال کرده بودند دین یعنی همین زور و فشار و گفته بودند ما نخواستیم و خداحافظ. در روایت های معتبر هست که همان پیامبری که ما داشتیم خودمان را هلاک می کردیم مثل او بشویم، توی مدینه یکی را تو اوضاع و احوالی شبیه ما می بینند. به اش تشر می زنند که: با خودت با مدارا رفتار کن! آن هایی که به خودشان زیاد فشار می آورند مثل سواری اند که برای زود رسیدن، آن قدر به مرکبش شلاق می زند که اصلا به کل نمی رسد. ولی وقتی ما این روایت ها را خواندیم دیگر دیر شده بود. رفقایمان شلاق را زده بودند، مرکبشان از حال رفته بود و حالا دیگر اصلا توی راه نبودند که بشود به شان گفت پیامبر(ص) دینی که شما ازش رمیده اید، جور دیگری بوده. ادامه مطلب...

ادامه نوشته

سبک زندگی امام

دانه های برنج را دانه دانه از روی پارچه ی سفید جمع می کند،

دانه های جمع شده را که می ریزد کنار غذای هنوز خورده نشده

 

تازه می فهمیم کشیده شدن امتداد آن پارچه سفید،

 

از روی میز تا روی پاهایش، برای تمیز ماندن عبایش نیست؛

 

برای تمیز ماندن برنج هاست،که از قاشق که می افتند، از خوردن نیفتند.

 

با یک دست و آن هم با دست چپ، غذا خوردن سخت است؛

 

گاهی برنج ها می ریزد دیگر...

 

لبیک یا امام خامنه ای

مقاله ارزش معنوی تفکر- قسمت پایانی

5- ناسپاسي و بي تابي

 

دوپيامد ديگر مقايسه صعودي ،‌« ناسپاسي »و« بي تابي» است . ناسپاسي مربوط به نعمتهاست و بي تابي ،‌مربوط به سختي ها . انسان موفق كسي است كه از سويي از آنچه دارد ،‌آگاه بوده ،‌نسبت به آن ،‌شاكر باشد و از سوي ديگر ،‌نسبت به سختي ها بردبار بوده،‌از بي تابي كردن بپرهيزد.كسي كه شاكر نيست از آنچه دارد بي خبر است ويا آنچه را دارد نعمت نمي داند و لذا از آن،‌لذت نمي برد و كسي هم كه بردبار نيست،‌سختي ها را تحمل نمي كند وبي تاب مي گردد و همين امر،‌مشكل او را افزايش مي دهد و در مجموع،‌فقدان سپاس گزاري و بردباري،‌موجب نارضايتي از زندگي ميگردد.

 

ناسپاسي وبي تابي نيز ريشه در مقايسه صعودي دارند.پيامبر خدا(ص)دراين باره مي فرمايد :‌

 

مَن نَظَرَ ... في دُنياهُ إلي مَن هُوَ فَوقَهُ فَأَسِفَ عَلي ما فاتَهُ،لَم يَكتُبهُ اللهُ شاكُراً و لاصابِراً.[1]

 

كسي كه ... در دنياي خود به كسي كه بالاتر از اوست نگاه كند ونسبت به آنچه ندارد افسوس خورد ،‌خداوند ،‌نه او را شاكر مي نويسد و نه بردبار .

 

باتوجه به آسيب هايي كه در اين مورد از مقايسه گفتيم پس متوجه خواهيم شد كه فكر كردن در مقوله مقايسه صعودي ما را دچار ضعف خواهد كرد .

 

ادامه مطالب.........

ادامه نوشته

با اسوه ها

توصیه‏ هایى از علامه حسن‏ زاده آملى

 دهان روح و تن

 انسان دو دهان دارد: یكى گوش كه دهان روح او است و دیگر دهان كه دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترم‏ اند. انسان باید خیلى مواظب آن‏ها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آن‏هاكه هرزه خوراك مى‏ شوند، هرزه كار مى‏ گردند. كسانى كه هرزه شنو مى‏ شوند، هرزه گو مى‏ گردند.

 وقتى واردات انسان هرزه شد،......

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

بحران پیری!!



واجب فراموش شده!

قسمتهایی از سخنان مقام معظم رهبری پیرامون امر به معروف و نهی از منکر

گفتن به زبان بر همه واجب است

امر به‏ معروف‏، يك مرحله‏ ى گفتن و يك مرحله‏ ى عمل دارد. مرحله‏ى عمل، يعنى اقدام با دست و با زور. اين مرحله، امروز به عهده ‏ى حكومت است و بايد با اجازه ‏ى حكومت انجام بگيرد و لا غير. اما گفتن با زبان، بر همه واجب است و همه بايد آن را بدون ملاحظه انجام بدهند . 

(19/10/1368/ دیدار با جمع كثيرى از اقشار مختلف مردم قم، سالروز قيام مردم قم)

احتمال تأثیر همه جا قطعی است

 بعضى گفته‏ اند كه .........

ادامه مطلب


 

ادامه نوشته

مقابله با فریب خوردگان زخارف دنیا و شهوات


تعاریف، ریشه ها ،پی آمدها، نمونه ها و راهبردهای مقابله با دنیا طلبی

در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی

دفتر سوم :پی آمدها و آثار دنیا طلبی

_ مقابله با فریب خوردگان زخارف دنیا و شهوات:

يك جمله در زيارت اربعينِ امام حسين عليه‌الصّلاةوالسّلام ذكر شده است كه مانند بسيارى از جملات اين زيارتها و دعاها، بسيار پُرمغز و در خور تأمّل و تدبّر است. امروز به مناسبت روز تاسوعا و روز عزا، در خطبه‌ى اول قدرى پيرامون همين جمله - كه ناظر به جهت قيام حسينى است - عرايضى عرض مى‌كنيم. آن جمله اين است: .....

به ادامه مطلب رجوع کنید..

ادامه نوشته

حجاب

به نام او

آدم باید سر و وضعش مرتب باشه. ولی مرتب بودن فرق داره با زیباتر جلوه دادن خود

یا جلوه دادن زیبایی­های خود. در واقع جلوه­ گری اینه که فرد، دوست داشته باشه و

ملاکش در آرایش، انتخاب لباس و ... این باشه که دیگران از سر و وضع او خوششان

بیاد. هرکسی خودش باید کلاه خودش را قاضی کنه. کسی که فقط به خودش و جلوه­

گری خودش فکر نمی­کنه، روح بالاتر و خودکنترلی بیشتری داره، بیشتر قابل اعتماده و

مهربون­تر هم هست. مهربون­تر بودنش، هم نسبت به افراد هم­جنس خودشه و هم

نسبت به افراد جنس مخالف. نه به دنبال اینه که با افراد هم جنس خودش از لحاظ

وضع ظاهری، وارد رقابت ناسالم و نابرابر بشه و نه این که ذهن افراد جنس مخالف را

مغشوش می­کنه.

                   به امید مهربان تر شدن

دوستان عزیز:

این متن با استفاده از سخنرانی استاد پناهیان در مورد حجاب نوشته شده:

1- اگر پیشنهاد بهتر یا اصلاحی به نظرتون می رسه بفرمایید

2- از دوستانی که ذوق هنری دارند درخواست می شود طرحی برای بردن این متن

روی یک کارت پیشنهاد کنند.

اگر کارت تهیه شود و  هر کدام از ما آن را در چند جا پخش کنیم حرکت موثری خواهد

بود.                                                                         ان شاء الله

سوالات تدبر در قرآن : سوره محمد(ص)

دوستان عزیزی که سوالات تدبر در قرآن رو دریافت نکرده اند می توانند سوالات رو با کلیک روی ایکون زیر دریافت کنند:

 

توجه!

(بعد از کلیک وارد صفحه جدیدی می شوید، روی دریافت فایل کلیک کنید)

 

دانلود فایل با لینک مستقیم

خلاصه کتاب تربیت بدون فریاد

چيزي كه من تا صفحه 75 كتاب ياد گرفتم اينه كه:

كنترل بچه براي اينكه چيزي باشه كه ما ميخواهيم و كاري رو انجام بده كه از نظر ماي والد درسته ،دو نتيجه داره:...يا بچه هموني ميشه كه ما ميخواهيم.رام و گوش به فرمان....يا طغيان ميكنه و ميشه ياغي......بين وسط نداره.....يا يك آدم آهني تحويل جامعه ميديم يا يه آشوبگر مرزشكن!

پس بهتره راه ديگه اي پيش بگيريم...وقتي در يك صحنه بد در ارتباط با بچه مون گير افتاديم،ميتونيم فرياد بزنيم،خشن باشيم،منفعل عمل كنيم و عقب نشيني كنيم،باج بديم و خيلي كارهاي ديگه...توي همه اين موارد ما نتونستيم خودمون رو كنترل كنيم بنابراين با اعمالمون كنترل خودمون رو داديم دست بچه مون.....كنترل ما دست اونه بنابراين همه زندگي و خواستها و علايق وخلاصه همه چي حول اون ميگرده..............اين درست نيست...

پس راه ديگه رو انتخاب ميكنيم...شروع ميكنيم روي خودمون كار كردن تا بتونيم كنترل خودمون رو به دست بگيريم...تنها راه كنترل بچه مون ،كنترل خودمونه....در يك موقعيت بد،واكنش هيجاني بدترين انتخابه...........اما اين كنترل به حرف آسونه در عمل خيلي خيلي خيلي سخته.....كنترل خودمون فقط اين نيست كه سعي كنيم فرياد نزنيم يا يه واكنش بد از خودمون نشون نديم..اين فقط يك قسمتشه..قسمت سخت ترش اينه كه...

                                                         روی ادامه مطلب کلیک کنین

ادامه نوشته

ای کاش فکر می کردیم

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.
مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.
سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.
سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.
پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت .
 
پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ... مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ... به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ، سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت. وای بر من ...! رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است

.
.
.
ای کاش فکر می کردیم
.
.
 به ادامه مطلب بروید
 
ادامه نوشته

مقاله ارزش معنوی تفکر- قسمت سوم

2) عجله و شلوغي:انسانهاي عجول كه مدام برخوردها ورفتارهايشان با عكس‌العمل‌هاي سريع همراه است معمولا اهل تفكر نيستند. اين كه مدام در معرض هم كلامي با ديگران باشيم و زمانهاي خلوت وتنهايي نداشته باشيم به ما مجالي براي تفكر نمي‌دهد مدام وروديهاي مختلف فضاي فكر و دل ما را شلوغ مي‌كند اگر مي‌خواهيم اهل تفكر شويم بايد زمان‌هايي براي تفكر اختصاص دهيم واين موضوع به خلوت نياز دارد وما معمولا از خلوت وتنهايي گريزان هستيم.

حضرت استاد شجاعي در كتاب مقالات ج2 درباره خلوت وتنهايي مي‌فرمايند: وقتي به خود برگشتيم ، فكر كرديم ، خواهيم ديد كه تنها هستيم ، و منقطع از همه آنچه خود را با آنها مي دانستيم .

و خواهيم ديد كه هميشه در يك « خلوت خاص تنهايي » قرار داريم ،‌وفقط خود هستيم و آنچه در خود داريم .

اينجاست كه حقايق بعضي از آيات قرآني براي ما تا حدودي روشن مي گردد ، آياتي كه از تنهايي ما خبر مي دهد ، و اينكه تنها هستيم وليكن به آن توجه نداريم ، و به هنگام مرگ و ورود به محضر پروردگار در قيامت خواهيم فهميد . آياتي از قبيل :

1_آيه 80 سوره مريم كه مي فرمايد :‌

«...و ياتينا فردا »

يعني« ...واو تنها به سوي ما باز آيد »

2-آيه 95 سوره مريم كه مي فرمايد :

« وكلهم آتيه يوم القيامه فردا »

يعني « و همه آنها كه در آسمانها و زمين هستند در روز قيامت تنها به محضر خداي متعال آيند ».

3- آيه 94 سوره انعام كه مي فرمايد :‌

«و لقد جئتمونا فرادي كما خلقناكم اول مره و تركتم ما خولناكم وراء ظهور كم و ما نري معكم شفعائكم الذين زعمتم انهم فيكن شركاء لقد تقطع بينكم و ضل عنكم ما كنتم تزعمون»

يعني، و به هنگام مرگ گفته شود: «تنها به سوي ما آمده‌ايد، بدان گونه كه شما را در اصل خلقت آفريديم، وهمه آنچه را كه در اختيار شما قرار داده بوديم ترك كرده‌ايد، ونمي‌بينيم باشما آنهايي را كه براي خود به گمان باطل خويش ياروياور مي‌ديديد، وحقيقت اين است كه ميان شما وآنها جدايي سخت افتاده، و آنچه خيال مي‌كرديد ازميان برخاسته است».

و بالاخره آيات ديگر، واشاراتي كه در آنها هست، و از خارج از«خود» منقطع است، وباچيزي باهم نيست، واين «تنهايي» براي وي به وقت مرگ، ونيز در قيامت كه حقيقتها به ظهور مي‌رسد، روشن خواهد شد،وهر كسي به«تنهايي»خويش پي خواهد برد، و خيال واهي وي كه در حيات دنيوي داشت، وخود را با اين وآن با هم مي‌دانست، ازميان خواهد رفت.

در خلوت تنهايي، فقط خورا با «قيوم» خود خواهيم ديد، يعني با آن كه «خالق» ماست، و«مدبر» ماست، و«قوام بخش» ماست.

خواهيم ديد فقط با جناب او با هم هستيم، وبا او در ارتباط سخت. وخواهيم ديد هميشه در حال « خلوت» با حضرت او بوده، وفقط اوست با ما، ونه غير او؛ وهو معكم اينما كنتم[1].

«او» را با «خود» و«خود» را با «او» خواهيم يافت، وارتباط را بسيار محكم، و نسبت را بسيار نزديك. مگر نه اين است كه جناب او خالق وقيوم همه چيز، وهر مخلوقي است؟! ومگرنه اين است كه حقيقت من وتو، يعني آنچه باكلمه«من» به آن اشاره مي كنيم نيز مخلوقي از مخلوقات اوست، واوقيوم حقيقت من و تو نيز هست، و«من» از اونشات مي‌گيرد، وبا اوست؟! (خوب فكر كن)

به ادامه مطلب بروید!

ادامه نوشته

مناجات چمرانیه

خدایا هر آنچه را دوست داشتم از من گرفتی...

به هر چه دل بستم دلم را شکستی...

به هر چیزی که عشق ورزیدم آنرا زایل نمودی...

هر کجا که قلبم آرامش یافت تو آن را نشوش و مضطرب نمودی...

هر وقت که دلم به جایی استقرار یافت تو آواره ام کردی...

هر زمان به چیزی امیدوارم شدم تو امیدم را کور نمودی...

تا به چیزی دل نبندم و کسی را به جای تو نپرستم و در جایی استقرار نیابم و به جاب تو محبوبی و معشوقی نگیرم و جز تو به کس دیگر و جایی دیگر و نقطه ای دیگر آرامش نیابم.

فقط تو را بخواهم، تو را بخوانم، تورا بجویم و تو را پرستش کنم...

شهید چمران 


مقاله ارزش معنوی تفکر- قسمت دوم- گروه 7

ب)فكر در آفاق وانفس:

باتوجه به آيات قرآن:

"اَوَلَم يَتَفَكَّرُوا في اَنفُسِهِم ما خَلَقَ اللهُ السَّمواتِ والاَرضََ وما بَينَهُما ِالّا بِالحَقِّ".

[1]يعني: "آيا در نزد خود تفكر نكردند كه خدا ايجاد نكرده است آسمانها، زمين و آنچه

در مابين آنهاهست را مگر به سبب امري كه حق است".


وبه لغو و هرزه نيافريده است. ويا مي‌فرمايد:

" فَاعتَبِروُا يا اُولِي الاَبصارِ". يعني "در مخلوقات تامل كنيد واز آنها عبرت بگيريد اي

صاحبان بصيرت".[2]

و باز فرموده است :

" اِنَّ في خَلقِ السَّمواتِ وَالاَرضِ وَاختِلافِ اَلّليلِ والنَّهارِ لَآياتٍ لِاوُلِي الاَلبابِ"يعني :

"بدرستيكه در خلق كردن آسمانها وزمين، علامت قدرت كامله آنهاست، از براي

صاحبان هوش و عقل".[3]

ودر موضع ديگر مي‌فرمايد:

الذين يَذكُرُونَ الله قياماً و قُعُوداً و علي جُنُوبِهم ويَتَفَكَّرُونْ في خلق الْسَّموات وَ الْاَرض:

يعني آنچنان كساني كه خدا را ياد مي‌كند ايستاده ونشسته و خوابيده و تفكر

مي‌كنند در خلقت آسمانها و زمين.[4]

ازحضرت رسول (ص) مروي است:

"تفكر، حيات دلي است كه بصيرت داشته باشد".[5]

ونيز از آن حضرت روايت شده است:

تفكر يك ساعت، بهتر است از عبادت يك ساله، ونمي‌رسد به مرتبه تفكر مگر كسي

كه خدا اورا مخصوص توحيد و معرفت كرده باشد".[6]

وبازاز آن حضرت روايت است:

"بهترين عبادات، صرف نمودن فكر است در خدا و قدرت او".[7]

مراد ازفكر درعجايب صنايع اوست، نه درذات مقدسش؛ زيرا كه تفكردر ذات، ممنوع

است؛ همچنان كه ذكرخواهد شد. واز سيد اولياء- عليه التحيه والثناء- روايت است:

"تفكر مي‌خواند آدمي را به نيكويي وعمل به آن".[8]

در حديثي ديگر فرمودند:

" به واسطه تفكر، دل خود را آگاه كن".[9]

ازحضرت امام جعفرصادق(ع) روايت است كه: "به سبب جولان دادن فكر، فراهم

مي‌شود راي پرمنفعت".[10]

از حضرت امام صادق(ع):

" فكر،آيينه حسنات،كفاره سيئات، روشني دلها و وسعت خلق است. و به وسيله

آن، مي‌رسد آدمي به آنچه صلاح امر معاد است، وحاصل مي‌شوداطلاع بر عواقب امور

وزيادتي در علم؛ وآن خصلتي است كه هيچ عبادتي مثل آن نيست".

ازحضرت امام رضا(ع) روايت است:

"عبادت، به زيادي نماز وروزه نيست، بلكه عبادت، تفكر كردن در امر پروردگار است".

تفكر و تدبر ما در اين حيطه بر دونوع است: يكي آنچه ديده نمي‌شود وبه حس در

نمي‌آيد وآن را عالم ملكوت گويند مانند عالم عقول، نفوس مجرده، ملائكه، جن و

شياطين

ونوع ديگر آن چيزهايي است كه محسوس هستند كه در 3 دسته هستند:

·   دسته اول :عالم افلاك: كرات، سيارات و گردش آنها در روز و شب

·  دسته دوم: خطه خاك : پستي و بلندي، كوه و دريا، بيابان ، صحرا، معادن، اشجار، نباتات، حيوانات وجمادات.

·   دسته سوم:عالم هوا: رعد وبرق و برف و باران، ابر، صاعقه



[1]- سوره روم 30،آيه 8.

[2]- سوره حشر 59،آيه 2.

[3]- سورهآل عمران3،آيه190.

[4]- سورهآل عمران3،آيه191.

[5]- بحارالانوار،ج92،ص17،ح17.

[6]- بحارالانوار،ج71،ص326 ذيل ح 20.

[7]- كافي، ج2،ص55،ح3.

[8]- كافي، ج2،ص55،ح5.

[9]- كافي،ص54،ح1.

[10]- جامع السعادات،ج1،ص166.

[11]-بحارالانوار ج 71 ص326


ادامه نوشته

مقاله ارزش معنوی تفکر - قسمت اول

مقدمه

ارزش معنوی تفکر

 چرا  دانسته هايمان به عمل نمي‌آيد؟! چرا نمي‌توانيم به سهولت روي گرايشات دلمان كار كنيم؟! چرا دانسته‌هايمان عمق نمي‌يابد؟ چرا معلوماتمان را فراموش مي‌كنيم؟ قويترين و اصيل ترين راه دستيابي به دل و كار روي دل چيست؟ براي تغيير در اخلاق و رفتارمان نكته كليدي چيست؟ راه اصلي كسب ايمان كدام است؟! علايق و عاداتمان چگونه تغيير مي‌يابند؟! چگونه محبت خدا را بدست آوريم؟!

بسياري از اين سوال‌ها از ذهن من وشما مي گذرد با دقتي كه در احاديث اهل بيت عليهاالسلام و سخنان انديشمندان ديني مي‌كنيم به پاسخي مي‌رسيم كه هميشه از توجه به آن غافل بوديم!! زندگي روزمره نگذاشته به آن توجه كنيم. جذابيت‌هاي دنيا توجهمان را جلب كرده و نگذاشته اين موضوع بسيار مهم كه يكي از اصلي‌ترين فاكتورهاي تربيتي است را مورد توجه قرار دهيم. يكي از اركان اساسي در بحث تربيت خودمان و .....

ادامه مطلب




[1]سوره فصلت، آيه 53 و54

ادامه نوشته

حقوق متقابل زن وشوهر از منظر رهبر فرزانه (بخش دوم)

تفاوتهای طبیعی زن و مرد

خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گُنده هستند و برای كندن یك سنگ از زمین خیلی خوبند، امّا اگر بخواهند یك جواهر خیلی ریز را لمس كنند، معلوم نیست بتوانند بردارند.
امّا بعضی از انگشتها ظریف و باریك‌اند، آن سنگ را نمی‌توانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می‌توانند از روی زمین جمع كنند. زن و مرد این طورند. هركدام یك مسئولیتی دارند. نمی‌شود هم گفت كدامیك مسئولیتش سنگین‌تر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است.
روح زن چون لطیف‌تر است، احتیاج به آرامش بیشتری دارد. او نیاز به آسایش و تكیه كردن به یك جای مطمئن دارد. این تكیه گاه كیست؟ او شوهر است. خدا اینها را این طور كنار هم قرار داده است.104دو نگاه متفاوت، هر دو زیبا

نوع نگاه زن به مرد با نگاه مرد به زن بطور طبیعی مختلف است، باید...

به ادامه مطلب بروید...
ادامه نوشته

مقاله آموزش مفاهیم دینی به کودکان- قسمت 8(پایانی)

در پایان ...

چند نکته کلیدی برای انتقال مفاهیم دینی

 

1- چون و چرا کردن کودکان در مسائل دینی به منزله وجود مشکل در قبول اعتقادات دینی نیست. باید از پرسش و کنجکاوی آن ها استقبال نمود،ولی نباید در این مورد ذهن آن ها را با استدلال های فراتر از درک ذهنی آشفته ساخت.

2- در معرفی خدا به کودک، از تبین ذات خدا به کودک باید پرهیز شود؛ زیرا حقیقت ذات خدا بر ما پوشیده است. ضمن این که در روایات از این مورد نهی شده است. توضیح بیشتر را در بخش پیوست ها بجویید.

تا می توانید از پاسخ دادن به کودکی که سوال درباره خدا را بی مناسبت می پرسد و پی گیر پرسش خود نیست، طفره رفته و به گونه ای موضوع را تغییر دهید و اگر خیلی اصرار داشت، از صفات و آثار خدا برایش بگویید و موضوع را به ذات و خلقت خدا نبرید که هم برای خود دردسر می سازید و هم ذهن خام او را آشفته می کنید.

3- همه تحلیل های مقاله برای فرزندی است که کنجکاو است طوری که اگر او را بی پاسخ بگذارید، پاسخش را از نااهل می پرسد و نااهل ذهنیت او را شکل می دهد و تنها در این صورت است که استدلال های مقاله، استفاده کنید.

4- اگر پاسخ فرزند را نمی دانید، از کوره در نرفته و صادقانه به او بگویید:« نمیدانم». ولی بهتر است پاسخ این گونه باشد:« من نمی دانم خدا چقدر بزرگ است، ولی می دانم و باور دارم که هیچ چیزی در این عالم بزرگتر، قویتر و بهتر از او نیست.» هرچند شما پاسخ اعتقادی کودک را نداده اید ولی با« زبان باور» و ایمان با او سخن گفته اید که این زبان و ادبیات، بسی گیراتر و ماندگارتر است.

5- مهمترین صفتی که باید برای معرفی خدا به فرزند از آن آغاز کنیم ویژگی «محبت» و «رحمت» خدا به همه موجودات است.

6- کودکانی که توانایی خواندن و نوشتن را ندارند و نیز کودکان بزرگتر که سواد دارند، مفاهیم پیچیده مذهبی را از طریق شعر و سرود بهتر درک می کنند. از میان موضوعات آموزشی برای کودکان چهار تا پنج سال می توان به داستان ها، شعرها و حفظ آیات قرآن اشاره کرد. برای کودکان پنج تا هشت سال نیز داستان های مهیج و شعرخوانی مناسب است. کتاب های  شعربامضمون دینی مخصوص کودکان خریداری کرده و همراه با کودک خود آن ها را بخوانیدو از لالایی هایی که جنبه دینی دارند برای خواباندن او استفاده کنید. برای کودکان نه تا دوازده سال نیز داستان های اسطوره ای، اشعار صریح، یادگیری سنت های مذهبی و اصول عقاید و مسایل اخلاقی مناسب است. همچنین داستان های مذهبی، تاریخ گذشتگان، زندگی نامه ها و رمان های مذهبی برای نوجوانان سودمند است.

7- معاشرت با دوستان و خانواده های شریف و مومن سودمند است. کودک در تقلید کردن از رفتارهای دیگران هیچ گاه کم نمی آورد.

                                                   بقیه درادامه مطلب......
ادامه نوشته

میلاد نور مبارک

 

حقوق متقابل زن وشوهر(بخش اول)

            حقوق متقابل زن وشوهر از منظر رهبر فرزانه

 

 

اشاره

با اجرای صیغه‌ی عقد و قبول پیمان ازدواج، دختر و پسر دیروز، زن و شوهر امروز می‌شوند. خانواده‌ی جدیدی شكل می‌گیرد و سلّول تازه‌ای در پیكر جامعه می‌روید. گرچه در نگاه خالق حكیم، زن و مرد در گوهر انسانی و روح آسمانی همتا و همسان‌اند، و سهم هر یك از حقیقت آدمیّت به یك اندازه است، ولی حكمت الهی این گوهر ملكوتی را در دو صدف زمینی با پیكره‌های متفاوت و ساختی ممتاز و البته نیازمند به یكدیگر جای داده است.

این « زوجیّت» همان قانون فرازمند و سنّت جامع و زیبایی است كه بر سراسر آفرینِش این جهان حكم فرما است، و یكی از پُرشكوه‌ترین نشانه‌های جمال معمار هستی به شمار می‌رود.
« ازدواج» یعنی به هم رسیدن دو ستون برای برافراشتن بنای خانواده و به هم پیوستن این دو كفه برای فراهم آمدن ترازوی زندگی انسانی!

حكمت تفاوتهای طبیعی و این جهانی در ساخت جسم و روان زن و مرد را در نقش مكمّل هر یك برای تشكیل این واحد نوین ـ یعنی خانواده ـ می‌توان یافت.

به راستی نقش هر یك از زوجین در ساختن خانواده چیست؟ نقش كدامیك مهم‌تر است؟ آیا جای هر یك را می‌شود با دیگری عوض كرد؟ حقوق متقابل آنان چگونه است؟ و سهم هر یك از مواهب زندگی چه میزان است؟ و بالاخره ... زن سالاری خوب است یا مرد سالاری یا هیچ كدام؟

و سئوالاتی از این دست كه جُز پاسخی استادانه، ذهنِ نگران عروس و داماد جوان ما را آرام و آسوده نمی‌كند. در آغاز راهِ زندگی چشم امیدشان به كلمات راهگشای « استاد»ی است كه آشنای راه است و محرم دل!

به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

ادامه نوشته

طب سنتی گامی به سوی خانواده سالم(قسمت آخر)

اعراض نفسانی:

حالات روحی روانی(اعراض نفسانی) مهمترین نقش را در حفظ سلامتی

 ودرمان بر عهده دارند. اعراض نفسانی مهم در بیان حکما شش نوع اند : 

خشم، شادی، ترس، هم، غم، خجلت

اثر یک عرض نفسانی ناخوشایند بر بدن از اثر خوراکی های ناگوار و نا سالم

 و هوای آلوده، و خستگی و تعب جسمانی و دیگر سبب های بیماری زای

 دیگر سریع تر ظاهر می شود و می تواند پیامدهای ناگوارتری به دنبال داشته

 باشد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

توصیه های رهبر معظم در امر خانواده

*کانون گرم خانواده*

اشاره

اینك دختر و پسر عزیز جوان ما خوب می‌دانند كه هدف اصلی در «ازدواج» و نتیجه‌ی عالی این پیوند مقدّس «تشكیل خانواده»است.
   در روزگار ما همه از خانواده می گویند و دغدغه‌ی خانواده را دارند. جامعه شناسان اولین حلقه‌ی شكل‌گیری بنیان جامعه را خانواده می‌دانند. روانشناسان ریشه‌ی حالات روانی انسانها را در خانواده جستجو می‌كنند. دانشمندان تربیت، نقطه‌ی عزیمت تربیت را خانواده می‌دانند و مصلحان اجتماعی هر نوع تحول صلاح گرایانه را منوط به خانواده می‌دانند و.به راستی خانواده چقدر اهمیت دارد؟
   نظر اسلام در این باره چیست؟
چگونه می‌توان شالوده‌ی خانواده را محكم كرد؟
و...
خواندن سخنان 
رهبر عزیز به عنوان یك دانشمند برجسته‌ی اسلامی و متفكر زمان شناس در ترسیم جایگاه خانواده و نقشهای گوناگون آن برای جوانانی كه در آغاز تشكیل این نهاد پُر ارج هستند، راهگشاست.....

به ادامه مطلب رجوع کنید!
 

ادامه نوشته

طب سنتی گامی به سوی خانواده سالم(قسمت دوم)

مزاج و انواع آن:

ميزاني كه از هر يك از عناصر چهارگانه ذكر شده، در تشكيل بدن هر موجودي شركت مي‌كند با هم متفاوت است. نسبت‌هاي متفاوت تركيب اين عناصر در هر موجود تعيين كننده خصوصيات و قابليتهاي آن مي‌باشد و حتي در بين يك گروه از موجودات به عنوان مثال انسانها نيز ميزان تركيب اين عناصر با هم متفاوت است به همين جهت است كه هيچ دوانساني شبيه هم نيستند، به تركيب و آميخته شدن اين عناصر، مزاج گفته مي‌شود. بنابراين هر موجودي اعم از انسان يا غيرانسان مزاج خاصي دارد كه تعيين كننده خصوصيات ظاهري و قابليت‌هاي آن مي‌باشد. مزاج در واقع طبيعت حاكم در يك موجود است. همان طور كه اشاره شد، هر يك از اين عناصر چهارگانه كيفيتي دارند. آتش گرم و خشك، هوا گرم و تر و آب، سرد و تر و خاك سرد و خشك مي‌باشد. در هر جسمي كه اين عناصر به نسبت مساوي در آن وجود نداشته باشد با توجه به اينكه كدام عنصر در تشكيل آن غلبه دارد، خصوصيت آن عنصر غالب خواهد بود.

جسمي كه آتش در آن غالب است مزاجش گرم و خشك و اگر هوا غالب باشد مزاجش گرم و تر و اگر آب غالب باشد مزاجش سرد و تر است و اگر خاك غالب باشد مزاج جسم و سرد و خشك خواهد بود و اگر غلبه دو عنصر را داشته باشيم، 4 حالت ديگر پديد مي‌آيد به اين ترتيب كه اگر آتش و هوا غلبه داشته باشد مزاج گرم، اگر آتش و خاك غلبه داشته باشد مزاج آن خشك، اگر عنصر هوا و آب غلبه داشته باشد مزاج آن تر و اگر آب و خاك غلبه داشته باشد مزاج جسم سرد خواهد شد و حالت آخر حالتي است كه از همه عناصر به نسبت متعادلي در تشكيل جسم شركت كرده باشد و هيچ عنصري غالب نباشد. بنابراين در مجموع كليه موجودات داراي نه دسته مزاج كلي خواهند بود كه عبارتند از يك مزاج معتدل چهار مزاج مركب (گرم و خشك، گرم و تر، سرد و تر و سرد و خشك) و چهار مزاج مفرد (گرم، سرد، تر و خشك).

ادامه نوشته

1392

سلام خانوما 

خسته نباشیییییییییییین ببخشید !!!  خدا قوت

دارین خونه تکونی میکنین و وقت ندارین یه سر به وب بزنین ؟!!

امیدوارم دلامون را هم یه خونه تکونی حسابی بکنیم تاتر وتمیز بشن و               

 از این به بعد دیگه نذاریم جرم بگیرن .

میگم بیایین سال جدید و با مهر ومحبت بیشتر به خانواده هامون شروع  

کنیم وبرای رشد وکمال همدیگه بیشتر وقت بذاریم .میگین چه جوری ؟

برنامه اش را از قرآن واهل بیت بگیریم انشاالله تو سال جدید کارای خوبی   

 توهمین زمینه داریم .

راستی سال 91 برای مادران گل نرگس سال تجربه های  جدید بود :

 وبلاگ درس کردیم ، اولین همایش خانواده آسمانی را برگزارکردیم و

کارهای گروه ها رو تحت عنوان مقاله وکارگاه آموزشی به بقیه مادرا معرفی 

کردیم خلاصه تو این کارای گروهی خیلی چیزا یاد گرفتیم .....

به قول استاد عزیزمون خانم افراز :

"وقتی آدم یک کار فردی انجام می دهد چون خودش باخودش درگیراست  مشکل

 کمتر است ولی وقتی با دونفر ، سه نفر(گروه ) همراه شد یعنی سه تا فکر ،سه تا 

احساس ، سه تا درک . سه تایی که هر کدامشان بالاخره یک رذایل اخلاقی دارند ؛ 

به یک چیزهایی خیلی متعهدند، به بعضی چیزهاخیلی متعهد نیستند این کارگروهی 

راسخت تر میکند . وقتی سخت تر کرد شما شرایطتان برای این که خودتان را بسازید

 بد تر می شودو آدم تا عیب خودش را نفهمد اصلاح نمی شود . یعنی در کار گروهی

 کردن ، اشکالاتی پیش میآید که اگر وارد کار گروهی نشوید پیش نمی آید وآن موقع

 است که خودتان را می شناسید . هیچ وقت از شرایطی فرارنکنید که در آن شرایط 

عیوب خودتان را می فهمید ."

از همه بهتر اینکه سال 91 حدود 110 نفر به گروه های ما اضافه شدن که 

ورودشون رابه جمعمون تبریک می گیم وبراشون آرزوی موفقیت می کنیم.

حالا از همه تون می خوام برامون بنویسین  سال 91 چه تجربه های

 مادرانه ای داشتین که همه  بتونن ازش استفاده کنن ؟منتظر جوابای

 خوبتون هستم تا اونارو با نام خودتون تو وب بذارم .    

                                                                              یاعلی مدد 

مقاله آموزش مفاهیم دینی به کودکان-قسمت7-

نماز مهمترین رفتار دینی

نماز در رأس هرم تعالیم دین قرار دارد. طوری که بخش عمده ای از متون دینی به اهمیت، آثار و برکات آن اختصاص یافته و از آن به «ستون دین» و « رأس اسلام» یاد شده است. در متون دینی توجه به نماز همسر و فرزند توصیه و تأکید شده است:

« و أمُر أهلَکَ بِاصَّلاة ِ وَ اصطَبِر عَلَیها»1

کسان خود را به نماز فرمان ده! و بر زحمت نماز شکیبا باش!

ابراهیم (ع) رو به آسمان از خدا چنین می خواهد: «رَبِّ اجعَلنِی مُقِیمَ الصَّلاة ِ وَ مِن ذُرِّیَتِی رَبَّنَا وَ تَقَبَّل دُعَاء»2

پروردگارا! من و فرزندانم را اقامه کننده نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما.

کاهلی در نماز، چرا؟

آیا نسل فعلی به نماز آن سان که باید، پایبند است؟! باید اذعان کرد که نسل ما، نسبت به نماز سهل انگار است و از اوقات نماز محافظت نمی کند. سرچشمه ی این کاهلی چیست؟ و منشأ این سبک شمردن کدام است؟!

دو علت از همه بیشتر سوسو می زند:

اول: کاهلی خود والدین و مربیان در برپایی نماز و رفتار نامناسب آن ها در قبال فرزندان.

فرزندان ما همان نمازی را می خوانند که ما می خوانیم و همان انتظاری را از نماز دارند که والدین دارند.اگر ما نماز را به چشم یک تکلیف می نگریم و نوع نماز خواند ما نشانگر این حقیقت است که نماز باری سنگین بر دوش ماست، دیگر نباید انتظار داشت که فرزند ما ذهنیتی عاشقانه نسبت به نماز داشته باشد و به عنوان رابطه با خدا نماز بخواند. باید پذیرفت که نماز ما در برابر دیدگان تشنه فرزندان، نمازی بی روح و خشک است و برای کودک و نوجوان دارای جاذبه نیست. از سویی دیگر برخورد والدین در برابر نماز (هر چند نادرست) فرزندان، زننده و بعضا نفرت زاست.

دوم: اینکه والدین در زمان کودکی، به اقامه نماز و مراقبت از اوقات آن، عادت داده نشده اند و اکنون که پا به سن گذاشته اند و مشغله های فراوان مادی با نقابی زیبا آن ها محاصره کرده، اقامه نماز برایشان دشوار می نماید. تصورمان این بود که دستور به نماز برای فرزند ، زود هنگام است و واداشتن آن ها به نماز، مانع آزادی آن ها می شود. گفتیم بالغ که شدند، آغاز می کنیم!

امام علی (ع) می فرمایند: نماز را در کودکی به فرزندانتان تعلیم دهید و هنگام بلوغ ، آنان را به نماز وادار کنید.

بقیه در ادامه مطلب ....

ادامه نوشته